پیکاسو و دوره های کاری او

پیکاسو به دلیل جستجوگری، نو آوری، پرکاری و اثرگذاری یکی از مهم ترین هنرمندان سده بیستم به شمار می‌آید. کارهای پیکاسو را می توان به دوره های مختلف تقسیم کرد، هر دوره نشانگر تأثیرات و علایق شخصی متفاوتی می باشد:

دوره آبی (از سال ۱۹۰۱ تا ۱۹۰۴): نقاشی های وی حالتی مالیخولیایی در سوژه و حالت داشته و شکل و خطوط قوی ای ندارند و تقریباً تکرنگ و بی شکل بوده و رنگ آبی به شدت در آن ها خودنمایی می کند.
دوره رز (بین سال های ۱۹۰۵ و ۱۹۰۶): همان فرم های مسطح ولی با شکل های نرم تر، حالت رمانتیک تر و تن ملایم تر رنگ که اغلب با همان رنگ آبی کارهای قبلی استفاده می شد دیده می شود. در سال ۱۹۰۶وی تحت تأثیر نقاشی های بدوی آفریقایی قرار گرفت و نقاشی های وی در این دوره ترکیبی از این عناصر را در خود دارد.
از سال ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۱: پیکاسو با همکاری ژرژ براک سبکی را پایه گذاری کرد که از ترکیب صفحه های قالب دار و مات تشکیل شده بود که در آن اشیاء شناخته شده ای همانند شیشه و کوزه در صفحه های هندسی به تصویر کشیده می شد. این سبک جدید از دید منتقدان به نام کوبیک معروف شد.
از سال ۱۹۱۵ تا ۱۹۳۶: پیکاسو در شکل های مختلف کوبیک نقاشی کرده و سبک سورئالیسم (فراواقعیت گرایی) را نیز تجربه کرد و در اوایل سال های دهه ۳۰، وارد دوره کلاسیک کاری خود ( که معمولاً به دوره سفید یاد می شود) شد. در این دوره، کارهای وی حالتی مجسمه مانند داشته و احساسات لطیف در آن ها مشهود است.
در دهه ۴۰: او سبکی از کوبیک را دنبال می کرد که قالب بصری تغییر شکل دهی در آن دیده می شد. برخی از کارهای او در این دوران، بسیار تراژیک بوده و تأثیری غم انگیز بر بیننده وارد می کنند. استعداد فراوان و قدرت تخیل بالای پیکاسو با طبیعت هنری وی ترکیب گشته و از وی فردی ساخت که تأثیر وی در هنر مدرن غیر قابل توصیف است.
دوره اول فعالیت های هنری وی نام های دوره “Blue & Rose” می‌باشد. در (دوران آبی) سبک کاری وی اغلب شامل سایه‌های آبی کشیده شده از اجسامی بود که تنها نیمی از آن ها به تصویر کشیده می‌شد.

در (دوران رز) از آبی به سمت صورتی تمایل پیدا کرد و نقاشی‌های وی به دنیای واقعی نزدیک تر شدند. او سپس به (سبک کوبیسم) روی آورد که در آن اشیاء را توسط اشکال ساده هندسی به تصویر کشاند. اوضاع بحرانی اروپا، جنگ داخلی اسپانیا و اشغال فرانسه توسط آلمانی‌ها، بر موضوع و محتوای هنر او اثری عمیق گذاشت و عناصر اساطیری و نمادین در آثارش رخ نمودند. تابلوی “گرنیکا” نمونه شاخص هنر تمثیلی او در این دوره‌است. او با بهره‌گیری از هنر بدوی (مجسمه‌های کهن ایبریایی، و صورتک ها و تندیس های آفریقایی)، در راهی تازه قدم گذارد. شاید پیکاسو طراحی را برترین وسیله برای انتقال بی واسطه قدرت ابداع خود می‌دانست.

آخرین دوره کاری پیکاسو (دوره سورئالیستی) است که از ۱۹۲۴ آغاز می‌شود. ولی همیشه فاصله اش را با سورئالیست ها حفظ کرد. پیکاسو و هنرمندان سورئالیست جهان در اصول بنیادی، بدین معنا که هنر قادر است آنچه را که طبیعت و عقل نمی‌توانند ابراز کنند نشان دهد، موافقت داشتند ولی اختلاف اساسی بسیاری بین پیکاسو و سورئالیست‌ها وجود دارد: به عقیده آن ها، پیکاسو به دنیای خارج و مضمون وابستگی بسیار دارد و از دنیای اوهام و رویاها بسیار دور است.

افکار خود را به اشتراک گذارید